تبلیغات
دل نوشتـــــــــــــــه ها
دل نوشتـــــــــــــــه ها

کلامی نو
سطر وصفحه ای دیگر
کتابی تازه گشوده میشود
تولدی رقم میخورد
و انسان چشم میگشاید به روی جهانی که در انتظار اوست


پ.ن من یک دزد هستم


مطلب پایین پی نوشتی است برای پست
من یک دزد هستم که bigman جان نوشته بود اما بعضی از خوانندگان وبلاگ احساس خوبی با این نوشته نداشتند برا همین bigman جان زحمت کشیدند و توضیح بیشتری در مورد نوشتشون دادند.

آسمان هفت رنگ دزد محکوم آزاد

 

در نوشته های من.خودم چندین نقش را ایفا می کنم.نقش راوی و شخصیت های نوشته..


"من یک دزد هستم" خلاصه ایست از عشق.ذات انسانی.تجربیات شخصیم.سیاست و کثافت..

دزد نمادیست از انسانی که ذهنیتش.تفکرش.فلسفه ی وجودیش.و حاصل.زبانش.طرز بیانش.و کلماتش ظاهرا منفیست و کلمه ی دزد نیز مثالی بارز..


این دزد ترکیبیست از ذات و تجربیاتم.این دزد راسخ ترین اعتقادش.حالش است. داده است.باخته است.و این دادن ها و باختن ها اشاره ای دارد هم به ساخته شدن توسط دیگران.و هم به پخته شدن.. گذشته ها را پرتلاطم گذرانده که حال به نشانه ها ایمان دارد و می بیندشان.و دیدی مثبت نسبت به پیشامدها دارد.چون شیفته ی یاد گرفتن است..


نگریستن زیرکانه اش.و دزدیدنش اشارهای دارد بر حال حاصل از گذشته اش. نشانه ها.و حس یادگیریش.که بیان تندش موجب بی خبر خوانده شدن توسط دیگران می شود..


فیلسوفانه و شاعرانه و موسیقیانه اشاره دارد بر تحلیل و تفسیر و تفکرش. سپس بیانش. سپس قالب بندی اثراتش با موسیقی که موجب عکس العمل شدید دیگران خواهد گردید..


"بگو تا سرد شوی...آبمان را نیز." لحن تندیست خطاب به کسانی.و اشاره ای دارد بر تاریخ. و پیچیدگی تاثیر گذارندگان.و در کل سیاست را هم از یاد نبرده است..


"مادر بورد و سی پی یو" که قطعات به کار رفته در کامپیوتر هستند.با توجه به عملکردشان. نمادیست از سیستم یا جامعه و مغز ها و نظریات..


"بگو تا سرد شوی" به لحاظ روان شناسی گوینده را تسلی می بخشد که گر نگوید بیمار شود و به نوعی موجب بیماری دیگران نیز شود. "نگو تا سرد شوی" هشدار میدهد که با گفتنت آسوده گی روانی ناخود آگاه خواهی یافت که گر بگویی گفته و یا حکم گندت و تاثیراتش "آبمان" که همان منی و نماد نسلهامان است را خواهد گنداند..


"دنیای تو نخواهیم" دنیای تو دنیای کسیست که ادعا دارد.ادعای استادی.ادعای کس بودن.ادعای کسان داشتن آنهم به سایه ی پول یا قدرت های پوشالیش..


کودکی.پرسش های ناتمام.و آه از سنت ها و روش های حیوانی تربیت این موجود بی نهایت طلب. که چنین پدری ها و مادری ها.کودکان را زندانی های آیندگان خواهد ساخت..


"می خواستید بزرگ شوید... " خطاب است به نا بالغان حال.و میل به بزرگ شدن و تثبیت جنسیتشان در دوران کودکی و به خصوص نوجوانی که درگیرعشق تعریف شده توسط گذشتگان می شوند که این عشق نیست.این حیوانیت مکانیکی ساکن گندیده است. و حال تحرک بی پایان کودکیشان. تسلیم بی تحرکی و گنداب شده است. و کودکانه هاشان یا فراموش. یا گم شده در طمع.که "حفره های سیاه چاله های نفت رو به پایان" نشانگر طمع.و فانی بودن راهشان است..


"عشق لحظات است" همیشه در مراجعه (محسن نامجو). همواره را هم ما افزودیم. که همیشه تعریفی کلی است از پی در پی بودن همواره.و بی کودکانه و انسانیت خالص. عشق آب حاصل از دو دقیقه ی سایش است..


"دخترک و پسرک" جاری بودن زندگی و آمال انسانی را تداعی می کند..

پدران و مادران نا آگاه را از زندگی "کودکان" حذف کردم. "کودکان" را هم یتیم و هم صغیر کردم تا آسوده بجهند.که لطافت انسانی گل را نمی چیند. بلکه طمع..


"من دزد.می زیم.اما عاری از دلبستگی های پوشالی. که تکرار جمله ی "لخت خواهم زیست" تداعی گر قانون انرژی است..


برای در کنار گل بودن باید تلاش کرد. "گل" می تواند هدفی باشد.معشوقه ای. و مهم تر مدعی آزادی بشر است در انتخاب راهش.اما هر راهی تاوانش را می طلبد.و بای تفکر و تحرک پیش گیری و خواهی پاسخ ها یت را بیابی. گر نه نگاهی کن به حیوان. که گوسفند در چهار چوبش می خورد. دفع می کند. و جفت گیری که با پریدن بیان شده. پاچه ی جهنده . و پارچه ی قرمز در دید سگ و گاو  بی رنگ است. که اشاره کرده ام به رنگها که از جنبه ای هنر را و زیبایی را تداعی کرده.و از جنبه ای گمراه بودن بشر امروزی در تبلیغات.که رنگ پرچم های ایران و امریکا را در قالب آرایش جذاب زنانه نام بردم چون تنم می خوارید..


و در آخر به توجه جو ادیت شد سیاسی ایران. اشاره کردم به قوانین انسانی و وجودیت پروردگار ایرانی که گر ترسی بود مرا قطعه قطعه نمی کردید..

 ‘AynA’

 2009  November                                                                                                   آبان1388

 






طبقه بندی: خاطرات،  برداشت های آزاد، 
برچسب ها: bigman، دزد، زندگی،
دنبالک ها: لینک به این مطلب، ارسال به
سه شنبه 29 دی 1388 توسط | نظرات ()
زندگی بهتر

پرسیدم چطور بهتر زندگی کنم؟

با كمی مكث جواب داد:

(قانون ) گذشته‌ات را بدون هیچ تأسفی بپذیر

(قانون ) با اعتماد زمان حالت را بگذران

(قانون ) و بدون ترس برای آینده آماده شو

(قانون ) ایمان را نگهدار و ترس را به گوشه‌ای بیانداز

(قانون ) شک‌هایت را باور نکن

(قانون ) و هیچگاه به باورهایت شک نکن

زندگی شگفت انگیز است، در صورتی‌كه بدانی چطور زندگی کنی

پرسیدم آخر ...

و او بدون اینكه متوجه سؤالم شود، ادامه داد:

مهم این نیست که قشنگ باشی،

قشنگ این است که مهم باشی! حتی برای یک نفر

(قانون ) كوچك باش و عاشق ...

كه عشق، خود میداند آیین بزرگ كردنت را

(قانون ) بگذار عشق خاصیت تو باشد، نه رابطه‌ی خاص تو با کسی

(قانون ) موفقیت پیش رفتن است نه به نقطه‌ی پایان رسیدن

داشتم به سخنانش فكر می‌كردم كه نفسی تازه كرد و ادامه داد:

هر روز صبح در آفریقا آهویی از خواب بیدار می‌شود و برای زندگی كردن
و امرار معاش در صحرا می‌چرد

آهو می‌داند كه باید از شیر سریع‌تر بدود، در غیر این‌صورت طعمه شیر خواهد شد

شیر نیز برای زندگی و امرار معاش در صحرا می‌گردد و می‌داند که
باید از آهو سریع‌تر بدود تا گرسنه نماند

مهم این نیست كه تو شیر باشی یا آهو

(قانون ) مهم اینست كه با طلوع آفتاب از خواب برخیزی و برای زندگیت،
با تمام توان و با تمام وجود شروع به دویدن كنی

به‌ خوبی پرسشم را پاسخ گفته بود ولی می‌خواستم باز هم ادامه دهد و باز هم به ...

كه چین از چروك پیشانیش باز كرد و با نگاهی به من اضافه كرد:

زلال باش ...،‌

زلال باش ...،

فرقی نمی‌كند كه گودال كوچك آبی باشی، یا دریای بیكران

(قانون ) فقط، اگر حقیقتا زلال باشی، آسمان در توست

و تو جاری هستی تا زندگی جاری باشد ...


زندگی قانـــــــون نیست

زندگی قافیه باران است

من اگر پاییزم و درختان امیدم همه بی برگ شدند

تو بهاری و به اندازه ی باران خدا زیبایی

و بلندای امیدت سوسویی است مداوم برای زندگی





طبقه بندی: روانشناسی،  برداشت های آزاد،  عشق و عاشقی، 
برچسب ها: زندگی،
دنبالک ها: لینک به این مطلب، ارسال به
جمعه 25 دی 1388 توسط | نظرات ()
بایدها و نبایدهای سه گانه در زندگی


زندگی


Three things in life that are never certain
سه چیز در زندگی پایدار نیستند

Dreams
رویاها

Success
موفقیت ها

Fortune
شانس


Three things in life that, one gone never come back
سه چیز در زندگی قابل برگشت نیستند

Time
زمان
Words
گفتار

Opportunity
موقعیت


Three things in human life are destroyed
سه چیز در زندگی انسان را خراب می کنند

Alcohl
الکل

Pride
غرور

Anger
عصبانیت


Three things that humans make
سه چیز انسانها را می سازند

Hard Work
کار سخت

Sincerity
صمیمیت

Commitment
تعهد



Three things in life that are most valuable
سه چیز در زندگی بسیار ارزشمند هستند

Love
عشق

Self-Confidence
اعتماد به نفس

Friends
دوستان



Three things in life that may never be lost
سه چیز در زندگی که هرگز نباید از بین بروند

Peace
آرامش

Hope
امید

Honesty
صداقت



And how beautiful these three important things
in life perspective Dr.Ali Shariati stated
و چه زیبا این سه چیز مهم در زندگی از دیدگاه دکتر علی شریعتی بیان شده

Do not rely on three things never
به سه چیز هرگز تکیه نکن

Pride
غرور

Lie
دروغ

Love
عشق

Gallop is human with pride
انسان با غرور می تازد

Be lost with telling lies
با دروغ می بازد

And dies with love
و با عشق می میرد



Happiness in our lives has three primary
خوشبختی زندگی ما بر سه اصل است

Experience Yesterday
تجربه از دیروز

Use Today
استفاده از امروز

Hope Tomorrow
امید به فردا

Ruin our lives is the three principle
تباهی زندگی ما نیز بر سه اصل است

Regret Yesterday
حسرت دیروز

Waste Today
اتلاف امروز

Fear of Tomorrow
ترس از فردا





طبقه بندی: برداشت های آزاد،  متن های دو زبانه، 
برچسب ها: متن دوزبانه،
دنبالک ها: لینک به این مطلب، ارسال به
یکشنبه 20 دی 1388 توسط | نظرات ()
تست روانشناسی

سلام امروز متن جالبی که یکی از دوستام برام کامنت گذاشته براتون آپ میکنم.برا من که درست بود شما هم بخونید ببینید چطوریه.


این موضوع که شما هنگامی‌ که به حمام می‌روید کدام ناحیه از بدنتان را اول می‌شورید دارای روان شناسی جالبی می‌باشد.

آیاوقتی شما به حمام میروید اول صورت، زیر بغل، موهای سر، قفسه سینه یا شانه هایتان را می‌شورید؟ یا سایر اعضای بدنتان را می‌شورید
آیا تاکنون به پاسخ این سوال فکر کرده اید قبل از اینکه این متن را بخوانید اول تصمیم بگیرید و فکر کنید که کدام ناحیه از اعضای بدنتان را در ابتدا می‌شورید و بعد این تست را ادامه دهید. .
.
.
.
.
.
.
.
.
.
اگر شما هنگام ورود به حمام صورت خود را می‌شورید:

پول برای شما اهمیت بسیاری دارد اما نسبت به اهمتی که پول در زندگی شما دارد کوشش کمی‌برای به دست آوردن آن انجام ‌می‌دهید سطح تقاضا و تلاش شما دارای توازن نمی‌باشد . در صحبت های خود خیلی پایبند صداقت نیستید و برای اینکه به مقصود خود برسید گاهی اوقات صداقت خود را فراموش می‌کنید . افرادی که در اطراف شما هستند به دلیل رفتارهای متفاوتی که شما انجام می‌دهید قادر به درک صحیحی از شما نیستند ولی شما به تفکرات دیگران راجع به خودتان اهمیت زیادی نمی‌دهید و معمولا کارهایی را که خودتان دوست دارید و طبق خواسته و میل خودتان باشد انجام می‌دهید.

اگر ابتدا زیر بغل خود را می‌شورید:

شما شخصی قابل اعتماد و بسیار مسئول هستید و هر کاری که بر عهده شما گذاشته می‌شود را به خوبی انحام می‌دهید . شخصی کاملا مردمی‌هستید و به همین دلیل و ویژگی که دارید بسیاری از افراد مطیع شما هستند و ارزش بالایی را برای شما قائل هستند ، زیرا شما اگر دوستی داشته باشید که در قطب شمال زندگی کند و به کمک شما احتیاج داشته باشد بلافاصله با شنیدن این خبر به کمک او می‌روید . اما توصیه می‌کنیم اینقدر صادق نباشید زیرا باعث می‌شود که متحمل ضربات جبران ناپذیری شوید .

اگر ابتدا موهای سر خود را می‌شورید:

این افراد هنرمند، خلاق، هستند و معمولا دارای افکاری مثبت هستند که باعث می‌شود دیگران را به خود جذب کنند . این افراد معمولا آنقدر در رویاهایی خود غوطه ور می‌شوند که گاهی فراموش می‌کنند در حال حاضر و در این زمان به سر می‌برند . برای به دست آوردن پیروزیها و موفقیت ها با تلاش مدام و پیوسته پیش می‌روید . شما قادر به درک موضوعاتی هستید که دیگران نمی‌توانند آن را درک کنند . موقعیت اجتماعی برای شما بسیار مهم تر از جنبه ی اقتصادی آن می‌باشد. به خانواده و دوستانتان اهمیت زیادی می‌دهید

اگر شما شخصی هستید که اول قفسه‌ی سینه تان را می‌شورید:

شما شخصی هستید که زیاد اهل حرف و سخن نیستید و ترجیح می‌دهید در مورد کاری صحبت نکنید تا این کار به اتمام برسد و بعد در مورد آن صحبت می‌کنید ، آدمی‌رک هستید.آرامش خیال و آسودگی بزرگترین هدف شما در زندگی است . شما شخصی هستید که نمی‌توانید افرادی که به نوعی حواس پرت یا پریشان هستند تحمل کنید . شما همیشه تمایل به کارهای جدید و نو دارید و از تمام وقایع جدید و متنوع استقبال می‌کنید .

اگر اول شانه‌هایتان را می‌شورید:

این افراد معمولا در همه‌ی کارهای خود با ناامیدی وارد می‌شوند به همین دلیل نمی‌توانند پیروز میدان شوند جون از ابتدای امر با نا امیدی وارد می‌شوند . علی رغم توانایی های زیادی که دارید تا کنون پیشرفت قابل توجهی نصیب شما نشده است . دوست دارید وقت خود را در تنهایی بگذرانید و از تفریحات جمعی فراری هستید . پول برای شما در زندگی تان تاثیری وافر و باور نکردنی دارد در حالی که بر تمام قعالیت های شما تاثیر مستقیمی‌دارد .

سایر نقاط بدن:

شما شخصی بسیار متعادل هستید، به راحتی می‌توانید درون خود را کنترل کنید و بر احساسات قلبی تان فائق شوید . شما فردی فعال و پویا نیستید باید
این موضوع را یاد بگیرید که این حس را در خود بیدار سازید تا بتوانید زندگی تان را از هیجان سرشار کنید .. شما شخصی دوست داشتنی هستید و به
هر مجلسی که قدم بگذارید دوستان زیادی را برای خود پیدا می‌کنید.





طبقه بندی: روانشناسی، 
برچسب ها: روانشناسی حمام،
دنبالک ها: لینک به این مطلب، ارسال به
چهارشنبه 16 دی 1388 توسط | نظرات ()
BBC Azerbaijani Service

بدون توضیح







برچسب ها: بی بی سی آذربایجان،
دنبالک ها: لینک به این مطلب، ارسال به
سه شنبه 15 دی 1388 توسط | نظرات ()
من یک دزد هستم

امروز متنی از یکی از دوستانم که طبع و احساس بسیار ظریفی داره براتون آپ کردم.من bigman صداش میکنم.تازه شروع کرده به نوشتن و با افکار و اشعار
مرلین منسون
قرابت عجیبی داره.این نوشته شو بخونید و نظرتون رو بگید.






من یک دزد هستم

                        سرو سامان یافته, بی سر و پا تو بینی , لاغر تو بینی

 چه باختن هایی و چه دادن هایی که چنان ساختند مرا که چنین مینگرم زیرکانه و به سهولت می دزدم و تو بی خبری.

 فیلسوفانه ی من, شاعرانه ی من , موسیقیانه ی من,  و تو مرا از راه بدر خوانی  , حرامزاده هم رویش.

 بگو تا سرد شوی  , بگو که گر نه باد کنی و بو دهی و گندت بگنداند مادر بوردها را و چه به درد خورد سی پی یوی چند هسته ای که نگو تا سرد شوی و نگو که گر بگی  باز گندت بگنداند آبمان را نیز.

 ما کس نیستیم  , کسان نداریم , استادی نخواهیم , ما کودکی خواهیم ,  پرسیدن , و آه از جواب , آه از چنین پدر و مادری  ,  و چه کیفی دارد  کودکی بالغ.

 و میخواستید بزرگ شوید, نرتر شوید , ماده تر, و کودکانه ها  فراموش ,  گم , در حفره های سیاه چاله های نفت رو به پایان,  تا به قول پدرانتان عاشق گردید, که عشق آتشیست چه سوزاند ,  آبیست چه جاری,  بادیست   ,عشق جاریست  و همواره و همیشه در مراجعه,  عشق لحظات است , و بی کودکانه عشق شما ,... آبتان

 

دخترک میرقصد ,موسیقی , بوی مدهوش کننده ایست.

پسرک در لبه ی پشت بام نشسته, رو به آسمان خراشها, چه شگفت زده آه میکشد.

و کودکان یتیم و صغیر می جهند,  کودک گل نچیند,  میل به چاله های نفت گل چیند.

 من دزد لخت,  لخت از مادر بیرون جستم , لخت خواهم زیست , ... و لخت خواهم زیست.

 اینست اصل,  برای گل داشتن دست و پایت گلی گردد,  و چنانچه خواهی پاسخ و گوسفندان چه خورند و پرند و دفعند و سگ پاچه ی جهنده گیرد و پارچه ی خاکستریت گاو را چه قرمز بجهاند و رژ سبز و سفید و قرمز وستارگان سفید آبی و قرمز و سفید راه راهت که چنان انهارمونیک ما را چنین دوان دوان گرداند.

 (و آه که گر ترسی بود مرا چنین قطعه فطعه نمی کردید).

 

 

'AynA'





طبقه بندی: خاطرات،  برداشت های آزاد،  شعر، 
برچسب ها: شعر،
دنبالک ها: لینک به این مطلب، ارسال به
دوشنبه 30 آذر 1388 توسط | نظرات ()
تراوشات یک ذهن

دیشب یکی از دوستانم پیشنهاد کرد با نوشتن امشب رو سپری کنم .منم شروع کردم به نوشتم ولی نمیدونم چرا چیزی که از آب دراومد کمی ناراحت کننده شده . دست خودم نبود پیشاپیش از کسانی که این مطلب رو بخونن و ناراحت بشن عذر خواهی میکنم.

 

این یک چرخه تلخ است. یک تکرار محض است. یک راه بی ابتدا و بی انتها تا بی نهایت ها. روزها و شب ها در پس یکدیگر یک چرخه تکراری دیگر.

آنان که فرصتهایشان رو به اتمام است، ناگزیر به دنبال راهی برای جاودانه شدن می گردند. همه با هم قربانی بازی تلخی به رسم زندگی شده ایم.

همه آمدیم تا به آرزوهای محال آنهایی که بودند جامه عمل بپوشانیم و در نهایت تنها ماندیم با آرزوهای محال خودمان و به رسم زندگی و این چرخه تلخ تکراری این راه بی ابتدا و بی انتها را بدون هدف تا بی نهایت ها ادامه دادیم وخواهیم داد.

افسوس و آه از این خط ممتد بی بازگشت که نه راه پس باقی مانده نه راه پیش هیچ کس جوابگو نخواهد بود و آنچه مرا می ترساند به نهایت رسیدن تحملم برای رسیدن به انتهاست.

با سیاه بر روی کاغذ سفید می نویسم تا حقیقتی تلخ را ثبت کنم.

با تنهایی خودم، در هیاهوی آدمهای دیگر، با تردید به دنبال سایه ای تنها برای تنهایی خودم می گردم. تفاوت غم انگیز زندگی ام با سایرین، مرا در تاریکی مطلق تنهایی هایم بیشتر غرق کرد. و آنچه که من در حسرت از دست دادنش در سوگ نشسته ام، زمانی طولانی بود که بیهوده گذشت. و آنچه که من به دنبالش بودم سایه یک مترسک پوشالی بود که سالهای متمادی از عمر نچندان بلندم را به خود مشغول کرد.بارها خواستم فریادی بلند بکشم اما نشد و آن بقضی کهنه شد در گلوی بی طاقتم تا روزی در کنج تنهایی ام، گریه ای سر دادم به بزرگی فریادم.

در شبی تاریک در پشت پنجره ای خاموش سایه ای ایستاده بود که به خیالش من به او نگاه می کردم ولی در اشتباه بود چون من به سایه ماه در شیشه پنجره خیره بودم.

یادم هست که در نوجوانی ام به دنبال بی نهایت در افق می گشتم. زمانی که همه خاطراتم را در آتش سوزاندم، فراموش کردم ولی روزهای بسیاری را بعد از آن به دنبال بی نهایت به راه افتادم که هرچه من پیشتر رفتم افق از من دورتر شد.

افسوس که زمان زیادی سپری شد و من همچنان راههای اشتباه را پیمودم و حتی زمانی که از درد به خود پیچیدم اشکهای بی گناهم نیز تسکینی برای دردهایم نشد.

خستگی ممتد، از این زندگی به ظاهر زندگی همچنان ادامه دارد. این دایره تو خالی تکراری عذاب آور است. به دنبال حقیقت گشتن در افق های دست نیافتنی ابلهانه است. و دروغ گفتن به خود و دیگران، یک بازی تکراری و همیشگیست.





طبقه بندی: خاطرات،  برداشت های آزاد، 
برچسب ها: دل نوشته، آرزوهای محال، دنیا،
دنبالک ها: لینک به این مطلب، ارسال به
شنبه 21 آذر 1388 توسط | نظرات ()
راز زندگی شاد و تناسب اندام میشل اوباما


سلام من معمولا" سعی میکنم از تکرار مطالب کلیشه ای تو وبلاگ پرهیز کنم ولی این مطلبی که خوندم ارزش اینو داشت بذارم تا عزیزان بیشتری بتونن مطالعه کنن.بخصوص که یک نمونه عینی از روش های برتر زندگی هست.





قانون سلامت او: به خودتان اجازه دهید شاد باشید. در این مقاله، او عادات خوردن، برنامه روتین ورزشی اش و راز اعتماد به نفسش را که به دخترانش انتقال داده، بازگو می کند.

:: تناسب اندامتان را در اولویت هایتان قرار دهید

زمانی که دخترم مالیا چهار ماهه بود من تصمیم گرفتم که اندام مناسبی داشته باشم. تمرینات و ورزشهای روتین همسرم باراک، حتی کوچکترین تغییری هم در من نمی کرد. این قضیه مرا عصبانی می کرد اما من از او یاد گرفتم که ورزش را یکی از اولیتهایم قرار دهم. به همسرم گفتم من هم صبح ها بیدار می شوم و قبل از اینکه به مالیا شیر بدهم ورزش می کنم. صبحها ساعت 4:30 بیدار می شدم و به باشگاه می رفتم. هرچه بیشتر ورزش کنید بیشتر به آن عادت می کنید و هرچه از ورزش کردن بیشتر نتیجه بگیرید جدی تر ورزش می کنید. این موضوع است که مرا به ورزش کردن تشویق می کند.

:: بین مادر بودن و کارهای خودتان تعادل برقرار کنید

شما می توانید یک مادر خوبی برای فرزندتان باشید و در کنار آن به ورزش کردن روزانه تان هم بپردازید، استراحت کنید و شاغل هم باشید. مادرم به من یاد داد که بین مادر بودن و کارهای شخصی ام تعادل برقرار کنم.

:: اجازه دهید شاد باشید

شاد بودن یک حس فیزیکی، درونی و یک حالت عاطفی است. همه اینها به هم گره می خورد. در تمام زندگی ام، یاد گرفتم که شاد باشم. حتی وقتی که من شادم همسرم از من هم شادتر است. او همیشه می گوید "تو فهمیدی که چه کار باید کنی" زیرا او متوجه شده که شادی یک فرد چیزهای اطرافش را هم تحت الشعاع خود قرار می دهد.

:: خودتان را در اولویت قرار دهید

من، خودم را در اولویت لیست کارهایم قرار میدهم و کارهایی را انتخاب می کنم که مرا شاد کند، زیرا شاد شدن من به فرزندانم، همسرم انتقال پیدا می کند و سلامتم را تضمین می کند. اینکه خانمها خودشان را در اولویت قرار دهند برایشان کار سختی است. این درسی است که من به دخترانم یاد می دهم شاید آنها زودتر این را تجربه کنند.

:: سنتان را با آغوش باز بپذیرید

سنم مرا نمی ترساند. من به مادر 72 ساله ام نگاه می کنم که شاد و سرزنده است. برای من در این سن همه چیز خوب شاید هم بهتر اتفاق می افتد. هدفم این است که مانند یک زن 70 ساله سالم و سرزنده بشوم.

:: شادی هایتان را مشخص کنید

خوشحالی من زمانی است که دخترانم خوب باشند و کانون خانواده ام گرم باشد. رفتن به کاخ سفید و آنچه که باعث استرس همسرم و من می شود اگرچه قابل کنترل است اما نگران کننده است. اما زمانی که دخترانم به خانه می آیند و به من می گویند "ما اینجا را دوست داریم" من هم احساس خوشحالی می کنم و متوجه می شوم که همه چیز خوب پیش می رود. وقتی دخترانم خوشحال شوند، ما هم احساس خوبی داریم.

:: تا جوان هستید، سالم باشید

من همیشه دوست دارم اندام خوبی داشته باشم. نکته ای که متوجه شده ام این است که وقتی پیر می شوی، باید کارهای بیشتری انجام دهی. زمانی که جوانتر بودم، هرآنچه که می خواستم می خوردم، هرچقدر می خواستم ورزش می کردم، یا اگر ورزش هم نمی کردم و آنچه را که دوست داشتم می خوردم اندامم همان طور می ماند. اما حالا باید هر دوی آنها را انجام دهم. من ورزشها و تمریناتم را متنوع انجام می دهم. ورزشم فقط شامل یک نوع تمرین نیست بلکه حرکاتی را که انعطاف پذیری بدنم را بالا می برد را هم انجام می دهم. یوگا انجام می دهم و بدنم را خوب کش و قوس می دهم. من به همه جوانها توصیه می کنم در جوانیتان اندام مناسبی داشته باشید زیرا راحت تر است اما اگر سی سالتان شد و بخواهید فقط چند کیلو وزن کم کنید شاید فقط بتوانید پیاده روی کنید.

:: ورزشهایی که از آنها لذت می برید انجام دهید

من ورزشهایی را انتخاب می کنم که فاصله زمانی داشته باشد زیرا نمی توانم طولانی مدت ورزش کنم. در نتیجه هر موقع ورزشم تمام می شود کاملا شاد هستم. من از ورزش دادن بازوهایم لذت می برم زیرا شما می توانید موفقیتم را در داشتن بازوهای قوی و عضله های محکم ببینید.

:: می توانید بعد از چهل سالگی هم سالم بمانید

من در چهل سالگی بهترین اندام دوران زندگی ام را داشته ام. زیرا زمان زیادی برای ورزش کردن دارم و دخترانم هم بزرگ شده اند. یک زمانی درست قبل از اینکه دوره ریاست جمهوری همسرم شروع شود من واقعا اندام خوبی داشتم. او با خنده می گوید که بعد از این بود که همسرم به عنوان رئیس جمهور انتخاب شد.

:: رژیمتان را با موقعیتهای جدید تنظیم کنید

رژیم من در کاخ سفید خوب است اما اینجا بعضی از نانواها خوب هستند. من نمی توانم اعتراض کنم چون من اینجا زندگی می کنم و اینجا بسیار خوب است. اما اگر شما شیرینی پای دوست داشته باشید اینجا شیرینی های فوق العاده ای دارد.

:: از همه چیز در حد متعادل لذت ببرید

من سعی می کنم از چیزی بدم نیاید. من عاشق چیپس، برگر و شیرینی پای هستم. اگر روزی نتوانم آنها را بخورم افسرده می شوم. من دوست ندارم دخترانم هم از غذایی بدشان بیاید. وقتی دختر بزرگم می پرسد "می تونم شیرینی پای بخورم؟" من به او می گویم "مگر دیروز نخورده بودی؟" و او می فهمد که باید هر شب شیرینی پای بخورد.

:: هرآنچه که به شما حس خوبی می دهد انجام دهید

من می دانم چه چیزهایی مرا شاد می کند. لباسهایی انتخاب می کنم که مرا شاد می کند. گاهی اوقات افرادی را می بینم که مثل لباسهایم پوشیده اند و گاهی اوقات هم نمی بینم. من سعی می کنم به ندای درونی ام گوش دهم. پیام من به خانم ها این است که "هرآنچه که به شما حس خوبی می دهد انجام دهید" زیرا همیشه یک نفر وجود دارد که بر خلاف شما فکر می کند. اگر انتخابتان خوب یا بد، درست یا اشتباه باشد، برای شماست و خودتان مهم هستید.

:: یک شخص حامی برای خود پیدا کنید

وقتی که من شاد نیستم، همه می فهمند زیرا من به آن ادامه نمی دهم. فورا علت آن را بررسی می کنم. با دوستانم، همسرم و مادرم صحبت می کنم و خودم را تخلیه می کنم. حتی اگر جوابی هم نگرفتم، انتقال احساسات به من کمک می کند. خیلی خوب است که مادرم اینجا است. من به سوئیت کوچکش می روم و فقط به او می گویم "چه خبر مادر؟" و سپس شروع می کنم به حرف زدن با مادرم.

:: از وسایل کم هزینه و در دسترس استفاده کنید

رژیم غذائیم خیلی ابتدایی و ساده است. صورتم را با محلولهای پاک کننده می شویم و از مرطوب کننده های با اس پی اف استفاده می کنم. معمولا به متخصص پوست مراجعه می کنم اما زمان زیادی ندارم که همیشه این کار را انجام دهم.

:: به اندازه کافی بخوابید

ساعت 4:30 صبح که برای ورزش کردن بیدار می شوم ساعت 8 خوابم می گیرد. به رختخواب می رم و تا ساعت 10 می خوابم. و معمولا هم قبل از اینکه ساعت مرا بیدار کند خودم بیدار می شوم.

:: روابطتتان را تقویت کنید

یکی از مواردی که باعث شد من به باراک علاقه مند شوم صداقت او بود. هرآنچه که احساس می کند بی درنگ بیان می کند. من به عنوان زنی که باراک دوستش دارد و حاضر می شود در همه جا نشانم دهد احساس خوشبختی می کنم.




طبقه بندی: روانشناسی، 
برچسب ها: میشل اوباما، زندگی شاد،
دنبالک ها: لینک به این مطلب، ارسال به
چهارشنبه 4 آذر 1388 توسط | نظرات ()
خدا را شکر کنیم

شکرت ای خدا


I am thankful for the alarm that goes off in the early morning house,
because it means that I am alive
خدا را شکر که هر روز صبح باید با زنگ ساعت بیدار شوم، این یعنی من هنوز زنده ام


I am thankful for being sick once in a while,
because it reminds me that I am healthy most of the time
خدا را شکر که گاهی اوقات بیمار میشوم، این یعنی بیاد آورم که اغلب اوقات سالم هستم


I am thankful for the husband who snoser all night,
because that means he is healthy and alive at home asleep with me
خدا را شکر که تمام شب صدای خرخر شوهرم را می شنوم
این یعنی او زنده و سالم در کنار من خوابیده است


I am thankful for my teenage daughter who is complaining about doing dishes,
because that means she is at home not on the street
خدا را شکر که دختر نوجوانم همیشه از شستن ظرفها شاکی است
این یعنی او در خانه است و در خیابانها پرسه نمی زند


I am thankful for the taxes that I pay, because it means that I am employed
خدا را شکر که مالیات می پردازم، این یعنی شغل و درآمدی دارم و بیکار نیستم


I am thankful for the clothes that a fit a little too snag,
because it means I have enough to eat
خدا را شکر که لباسهایم کمی برایم تنگ شده اند، این یعنی غذای کافی برای خوردن دارم


I am thankful for weariness and aching muscles at the end of the day,
because it means I have been capable of working hard
خدا را شکر که در پایان روز از خستگی از پا می افتم، این یعنی توان سخت کار کردن را دارم


I am thankful for a floor that needs mopping and windows that need cleaning,
because it means I have a home
خدا را شکر که باید زمین را بشویم و پنجره ها را تمیز کنم، این یعنی من خانه ای دارم


I am thankful for the parking spot I find at the farend of the parking lot,
because it means I am capable of walking
and that I have been blessed with transportation
خدا را شکر که در جائی دور جای پارک پیدا کردم
این یعنی هم توان راه رفتن دارم
و هم اتومبیلی برای سوار شدن


I am thankful for the noise I have to bear from neighbors,
because it means that I can hear
خدا را شکر که سرو صدای همسایه ها را می شنوم، این یعنی من توانائی شنیدن دارم


I am thankful for the pile of laundry and ironing,
because it means I have clothes to wear
خدا را شکر که این همه شستنی و اتو کردنی دارم، این یعنی من لباس برای پوشیدن دارم


I am thankful for the becoming broke on shopping for new year,
because it means I have beloved ones to buy gifts for them
خدا را شکر که خرید هدایای سال نو جیبم را خالی می کند
این یعنی عزیزانی دارم که می توانم برایشان هدیه بخرم


Thanks God... Thanks God... Thanks God
خدا را شکر... خدا را شکر... خدا را شکر


 




طبقه بندی: روانشناسی،  عشق و عاشقی،  متن های دو زبانه، 
برچسب ها: خدا، شکر گذاری، متن دوزبانه، انگلیسی،
دنبالک ها: لینک به این مطلب، ارسال به
چهارشنبه 27 آبان 1388 توسط | نظرات ()
زن و مرد

 

در برابر هر زن، که خسته از صفت “ضعیفه” است، مرد ضعیفی وجود دارد که از “قدرت کاذب” رنج میبرد.

 

در برابر هر زنی که خسته از صفت کاذب “حماقت” است، مردی وجود دارد که از پوشیدن نقاب “عاقل نمایی” ، رنج میبرد.

 

 در برابر هر زنی که خسته از برچسب “احساساتی” بودن است، مردی وجود دارد ، که از “حق گریه کردن و حساس بودن” محروم بوده است.

 

 در برابر هر زنی که از دستمزدی که شایستگی اش را دارد محروم است، مردی وجود دارد، که مسئولیت اقتصادی انسان دیگری را، بالاجبار به دوش میکشد.

 

 در برابر هر زنی که اسرار مکانیکی ماشین را نمیداند، مردی وجود دارد که نمیتواند تخم مرغی را آب پز کند.

 

 در برابر هر زنی که برای آزادیش قدم بر میدارد، مردی وجود دارد که راه آزادی را باز مییابد.

 

 نژاد بشر پرنده ایست با دو بال: یک بال مذکر و یک بال مونث.

 

 تنها اگر دو بال به طور مساوی رشد کنند و با هم هماهنگ باشند، نژاد بشر می تواند پرواز کند.

 





طبقه بندی: روانشناسی،  برداشت های آزاد، 
برچسب ها: زن و مرد،
دنبالک ها: لینک به این مطلب، ارسال به
چهارشنبه 20 آبان 1388 توسط | نظرات ()
(تعداد کل صفحات:19)      ...   5   6   7   8   9   10   11   ...  


کلامی نو
سطر وصفحه ای دیگر
کتابی تازه گشوده میشود
تولدی رقم میخورد
و انسان چشم میگشاید به روی جهانی که در انتظار اوست

پست الکترونیک
تماس با سیاوش
RSS
ATOM
اخبار آزاد (3)
روانشناسی (33)
خاطرات (12)
برداشت های آزاد (86)
عشق و عاشقی (59)
متن های دو زبانه (28)
شعر (50)
کافی نت دنیز (6)
علیرضا معینیان
وبلاگ کافی نت دنیز
سایت رسمی تیم تراختور سازی تبریز
سیاوش-سبک مرده(اشعار و افکار سیاوش)
کلوب بهترین سایت دوستیابی در ایران
مرجع داونلود(داونلود ها)
مرجع داونلود(سافت گذر )
مرجع داونلود (میهن داونلود)
وطن داونلود
همه پیوندها
شهریور 1393
مرداد 1393
اردیبهشت 1393
آبان 1392
شهریور 1392
تیر 1392
خرداد 1392
اردیبهشت 1392
اسفند 1391
دی 1391
مهر 1391
شهریور 1391
تیر 1391
خرداد 1391
اسفند 1390
آبان 1390
مهر 1390
مرداد 1390
تیر 1390
سایه ها و یأس ها
ذکرآمدن چند مهمان از قرن ششم هجری
"من عاشق نمی شوم"
بانوی عشق
اختراع دوباره کوله‌ پشتی
صدایی از جهان پرراز ژاپن
هورا تازه‌کار! تو موفق می‌شی
بنجامین یا باکسر؟ مسئله این است…
عبور از جاده هولناک شکست
زندگی رنگی یعنی...
لیست آخرین مطالب
دستگاه هشدار دهنده خواب راننده(برای اولین بار در ایران)
گردنبند love
آموزش زبان انگلیسی
فروشگاه اینترنتی میهن استور
من نوشتم کسی نخواند
ادکلن مردانه bleu chane
آموزش مسائل زناشویی(آشنای محبوب)
شارژر خورشیدی موبایل
مودم سیار بسیار کوچک برای اتصال به اینترنت در همه جا
وب سایت متفاوت
همه پیوندهای روزانه
ارسال پیوند روزانه
شاعر شعر عشق زنان مردان شعر انگلیسی متن دوزبانه آتش بدون درد نادر ابراهیمی لامکان انگلیسی سخنان نغز مادر خدا زندگی سخن عشق پدر موفقیت کافی نت دوست داشتن
نظر شما در مورد کیفیت این وبلاگ





بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :