تبلیغات
دل نوشتـــــــــــــــه ها - یه شعر مانند قدیمی
دل نوشتـــــــــــــــه ها

کلامی نو
سطر وصفحه ای دیگر
کتابی تازه گشوده میشود
تولدی رقم میخورد
و انسان چشم میگشاید به روی جهانی که در انتظار اوست


یه شعر مانند قدیمی

 

حرفهایت را شنیدم...نا امید بودی از همه کسِِِِ،از همه چیز...حتی از من...مرگ بر فاصله ها که

 ما را از هم جدا کرد.

میدانم،فاصله بین ما زیاد بود.اما حالا که بازگشتم باز از من گریزانی.بر سر عشق ما چه آمد...

من معبود تو بودم و تو معبود من...حالا تو معبود من هستی و من دشمنی بیش نیستم...تمام

حرفهایت را شنیدم،نا گفتنی ها را گفتی،روبه روی من ایستادی،با نفرتت مرا از خود راندی...

تو تقدیر را،تو سرنوشت را زیر سوال بردی...

بارانی شد چشمانم وقتی به من گفتی که عشق من ارزش صبر کردن را نداشت...چه اشکه
ا

 که برای تو نریختم...چه روزها که برای تو نکشیدم...فقط صبر کردم و صبر...منتظر دیداری

 دیگر...دیداری که حالا دیداری بود که فقط من عاشق بودم...

در وجود خود گم شده ام،خروشانم مثل خود دریا،کابوس این دیدار مرا تا آخر هستی با خود می برد...

کاش حرف های مرا گوش می دادی،کاش فرصتی به من می دادی،ولی مجال صحبت را به من

 ندادی،فقط گفتی برو...رفتم و هنوز هم در راهم...در راهی که نمی دانم آخر به کجا ختم می

 شود...

باور کنم؟...نمی دانم...گنگ شده ام...لال شده ام...در خودم نیستم...فقط کلمه نفرت انگیز برو

 در درونم زمزمه می شود...

بروم تا کجا؟...بروم به کدام ویرانه...تو مرا نابود کردی...تو مرا پوچ کردی...تو عشق مرا در دلم

کشتی و من هنوز هم در راهم...

این دو تا شعر زیبا که تو این پست گذاشتم مربوط به دوست جدیدم علی هست که حتی فامیلشم نمیدونم ولی یک دنیا قریحه داره . اونقد زیبا و لطیف شعر میگه که منو به وجد میاره بهش میگم شکلات چون مثل شکلات آدم میخواد گازش بگیره.امیدوارم هر لحظه بزرگتر و جدیدتر بشه...

اینم یه شعر اجتماعی انتقادی از شاعر جدیدم...

چقدر برف بارید...چقدر سرد بود...

تمام این جماعت مرده پسند مخشان یخ زده بود و به فکر فرار بودند به سمت خانه...

همه به دنبال جایی گرم...همه به فکر انگشتان خود...همه انگار عوض شده بودند...

چیزی شبیه خودش نبود...حتی انسانها و گلوله های برف...

کسی چه می داند...شاید در این سرما کسی در گوشه ای در حال جان کندن است...

یکی دست نیاز پرت می کند به روی کسی...یکی سوار بر ماشین پر از لکه در حال پرسه زدن در زیر نور ماه...

همه چیز دنیا شده عجیب...

چرا این همه فقر؟...چرا این همه درد؟...چرا این همه سرد؟...چرا این همه برف؟...

خدایا تو که می دانی در یک روز خیلی معمولی کسی جا برای خوابیدن ندارد...پس چرا این همه برف؟...چرا این همه سرما؟...

تو به فکر خواب آن مرد تنهای آواره بوده ای؟...بی خیال که ما مرد را تنها فرض کردیم...

گیرم بچه کنارش هی هوای ساندویچ سوخته کند...تو به فکر غرور آن مرد هم نبوده ای...

چقدر سخت شده زندگی...چقدر بی گناهانه گناهکار می شویم...

در این سرمای طولانی به فکر خودم نیستم من...دستانم یخ زده است...با اینکه دستانم را دستکش پوشانده...

وای به حال مرد تنهای روزگار با بچه ای گرسنه در خیابان...

 





طبقه بندی: عشق و عاشقی،  شعر، 
برچسب ها: شاعر جدید، شعر اجتماعی،
دنبالک ها: لینک به این مطلب، ارسال به
جمعه 13 اسفند 1389 توسط | نظرات ()


کلامی نو
سطر وصفحه ای دیگر
کتابی تازه گشوده میشود
تولدی رقم میخورد
و انسان چشم میگشاید به روی جهانی که در انتظار اوست

پست الکترونیک
تماس با سیاوش
RSS
ATOM
اخبار آزاد (3)
روانشناسی (33)
خاطرات (12)
برداشت های آزاد (86)
عشق و عاشقی (59)
متن های دو زبانه (28)
شعر (50)
کافی نت دنیز (6)
علیرضا معینیان
وبلاگ کافی نت دنیز
سایت رسمی تیم تراختور سازی تبریز
سیاوش-سبک مرده(اشعار و افکار سیاوش)
کلوب بهترین سایت دوستیابی در ایران
مرجع داونلود(داونلود ها)
مرجع داونلود(سافت گذر )
مرجع داونلود (میهن داونلود)
وطن داونلود
همه پیوندها
شهریور 1393
مرداد 1393
اردیبهشت 1393
آبان 1392
شهریور 1392
تیر 1392
خرداد 1392
اردیبهشت 1392
اسفند 1391
دی 1391
مهر 1391
شهریور 1391
تیر 1391
خرداد 1391
اسفند 1390
آبان 1390
مهر 1390
مرداد 1390
تیر 1390
سایه ها و یأس ها
ذکرآمدن چند مهمان از قرن ششم هجری
"من عاشق نمی شوم"
بانوی عشق
اختراع دوباره کوله‌ پشتی
صدایی از جهان پرراز ژاپن
هورا تازه‌کار! تو موفق می‌شی
بنجامین یا باکسر؟ مسئله این است…
عبور از جاده هولناک شکست
زندگی رنگی یعنی...
لیست آخرین مطالب
دستگاه هشدار دهنده خواب راننده(برای اولین بار در ایران)
گردنبند love
آموزش زبان انگلیسی
فروشگاه اینترنتی میهن استور
من نوشتم کسی نخواند
ادکلن مردانه bleu chane
آموزش مسائل زناشویی(آشنای محبوب)
شارژر خورشیدی موبایل
مودم سیار بسیار کوچک برای اتصال به اینترنت در همه جا
وب سایت متفاوت
همه پیوندهای روزانه
ارسال پیوند روزانه
عشق مردان انگلیسی شعر انگلیسی سخن عشق مادر سخنان نغز آتش بدون درد شعر دوست داشتن خدا لامکان زنان نادر ابراهیمی موفقیت زندگی کافی نت شاعر متن دوزبانه پدر
نظر شما در مورد کیفیت این وبلاگ





بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :