دل نوشتـــــــــــــــه ها

کلامی نو
سطر وصفحه ای دیگر
کتابی تازه گشوده میشود
تولدی رقم میخورد
و انسان چشم میگشاید به روی جهانی که در انتظار اوست


The Real Love


The Real Love
عشق حقیقی

 


My Wife Navaz Called
همسرم نواز با صدای بلند گفت


How Long Will You Be With That Newspaper?
تا کی می خوای سرتو توی اون روزنامه فرو کنی؟


Will U Come Here And Make UR Darling Daughter Eat Her Food?
میشه بیای و به دختر جونت بگی غذاشو بخوره؟


Husband Tossed The Paper Away And Rushed To The Scene
شوهر روزنامه رو به کناری انداخت و بسوی آنها رفت


My Only Daughter Ava, Looked Frightened
تنها دخترم آوا، بنظر وحشت زده می آمد


Tears Were Welling Up In Her Eyes
اشک در چشمهایش پر شده بود


In Front Of Her Was A Bowl Filled To its Brim With Curd Rice
ظرفی پر از شیربرنج در مقابلش قرار داشت


Ava is A Nice Child, Very Intelligent For Her Age
آوا دختری زیبا، و برای سن خود بسیار باهوش بود


I Cleared My Throat And Picked Up The Bowl
گلویم رو صاف کردم و ظرف را برداشتم و گفتم


Ava, Darling, Why ِDon't Take A Few Mouthful Of This Curd Rice?
آوا، عزیزم، چرا چند تا قاشق گنده نمی خوری؟


Just For Dads Sake, Dear
فقط بخاطر بابا عزیزم


Ava Softened A Bit And Wiped Her Tears With The Back Of Her Hands
آوا کمی نرمش نشان داد و با پشت دست اشکهایش را پاک کرد و گفت


Ok, Dad. I Will Eat - Not Just A Few Mouthfuls,But The Whole Lot Of This
باشه بابا، می خورم، نه فقط چند قاشق، همه شو می خوردم


But, U should... Ava Hesitated
ولی شما باید... آوا مکث کرد 


Dad, if I Eat This Entire Curd Rice, Will U Give Me Whatever I Ask For?
بابا، اگر من تمام این شیر برنج رو بخورم، هرچی خواستم بهم میدی؟


Promise. I Covered The Pink Soft Hand Extended By My Daughter With Mine, And Clinched The Deal
دست کوچک دخترم رو که بطرف من دراز شده بود گرفتم و گفتم، قول میدم. بعد باهاش دست دادم و تعهد کردم


Now I Became A Bit Anxious
ناگهان مضطرب شدم


Ava, Darling, U Shouldn't Insist On Getting A Computer Or Any Such Expensive Items
گفتم، آوا، عزیزم، نباید برای خریدن کامپیوتر یا یک چیز گران قیمت اصرار کنی 


Dad Does Not Have That kind of Money Right now. OK?
بابا از اینجور پولها نداره. باشه؟ 


No, Dad. I Do Not Want Anything Expensive
نه بابا. من هیچ چیز گران قیمتی نمی خوام


Slowly And Painfully,She Finished Eating The Whole Quantity
و با حالتی دردناک تمام شیربرنج رو فرو داد


I Was Silently Angry With My Wife And My Mother For Forcing My Child To Eat Something That She Detested
در سکوت از دست همسرم و مادرم که بچه رو وادار به خوردن چیزی که دوست نداشت کرده بودن عصبانی بودم


After The Ordeal Was Through, Ava Came To Me With Her Eyes Wide With Expectation
وقتی غذا تمام شد آوا نزد من آمد، انتظار در چشمانش موج میزد


All Our Attention Was On Her
همه ما به او توجه کرده بودیم


Dad, I Want To Have My Head Shaved Off, This Sunday!
آوا گفت، بابا، من می خوام سرمو تیغ بندازم، همین یکشنبه


Was Her Demand
تقاضای او همین بود


Atrocious! Shouted My Wife, A Girl Child Having Her Head Shaved Off?
همسرم جیغ زد و گفت، وحشتناکه. یک دختر بچه سرشو تیغ بندازه؟


Impossible! Never in Our Family
غیرممکنه! نه در خانواده ما


My Mother Rasped She Has Been Watching Too Much Of Television. Our Culture is Getting Totally Spoiled With These TV Programs!
و مادرم با صدای گوشخراشش گفت، فرهنگ ما با این برنامه های تلویزیونی داره کاملا نابود میشه


Ava, Darling, Why Don't U Ask For Something Else?
گفتم، آوا، عزیزم، چرا یک چیز دیگه نمی خوای؟


We Will Be Sad Seeing U With A Clean-Shaven Head
ما از دیدن سر تیغ خورده تو غمگین می شیم


Please, Ava, Why Don't U Try To Understand Our Feelings?
خواهش می کنم، عزیزم، چرا سعی نمی کنی احساس ما رو بفهمی؟


I Tried To Plead With Her
سعی کردم از او خواهش کنم


Dad, U Saw How Difficult It Was For Me To Eat That Curd Rice
آوا گفت، بابا، دیدی که خوردن اون شیربرنج چقدر برای من سخت بود


Ava Was in Tears
آوا اشک می ریخت


And U Promised To Grant Me Whatever I Ask For
و شما بمن قول دادی تا هرچی می خوام بهم بدی


Now,U Are Going Back On UR Words
حالا می خوای بزنی زیر قولت


It Was Time For Me To Call The Shots
حالا نوبت من بود تا خودم رو نشون بدم


Our Promise Must Be Kept
گفتم، مرده و قولش


Are U Out Of UR Mind? Chorused My Mother And Wife
مادر و همسرم با هم فریاد زدن که، مگر دیوانه شدی؟


No. If We Go Back On Our Promises She Will Never Learn To Honour Her Own
نه. اگر به قولی که می دیم عمل نکنیم اون هیچوقت یاد نمی گیره به حرف خودش احترام بذاره


Ava, UR wish Will B Fulfilled
آوا، آرزوی تو برآورده میشه


With Her Head Clean-Shaven, Ava Had A Round-Face, And Her Eyes Looked Big And Beautiful
آوا با سر تراشیده شده صورتی گرد و چشمهای درشت زیبائی پیدا کرده بود 


On Monday Morning, I Dropped Her At Her School
صبح روز دوشنبه آوا رو به مدرسه بردم


It Was A Sight To Watch My Hairless Ava Walking Towards Her Classroom
دیدن دختر من با موی تراشیده در میون بقیه شاگردها تماشائی بود


She Turned Around And Waved.
آوا بسوی من برگشت و برایم دست تکان داد


I Waved Back With A Smile
من هم دستی تکان دادم و لبخند زدم


Just Then, A Boy Alighted From A Car, And Shouted
در همین لحظه پسری از یک اتومبیل بیرون آمد و با صدای بلند آوا را صدا کرد و گفت


Ava, Please Wait For Me
آوا، صبر کن تا من بیام

What Struck Me Was The Hairless Head Of That Boy
چیزی که باعث حیرت من شد دیدن سر بدون موی آن پسر بود


May Be, That Is The in-Stuff, I Thought
با خودم فکر کردم، پس موضوع اینه


Sir, UR Daughter Ava is Great indeed!
Without introducing Herself, A Lady Got Out Of The Car
خانمی که از آن اتومبیل بیرون آمده بود بدون آنکه خودش رو معرفی کنه گفت
دختر شما، آوا، واقعا فوق العاده ست


And Continued, That Boy Who is Walking Along With Ur Daughter is My Son Bomi.
و در ادامه گفت، پسری که داره با دختر شما میره پسر منه

 






طبقه بندی: متن های دو زبانه، 
برچسب ها: متن دوزبانه، انگلیسی، عشق، سرطان،
دنبالک ها: لینک به این مطلب، ارسال به
دوشنبه 18 مرداد 1389 توسط | نظرات ()
خدا را شکر کنیم

شکرت ای خدا


I am thankful for the alarm that goes off in the early morning house,
because it means that I am alive
خدا را شکر که هر روز صبح باید با زنگ ساعت بیدار شوم، این یعنی من هنوز زنده ام


I am thankful for being sick once in a while,
because it reminds me that I am healthy most of the time
خدا را شکر که گاهی اوقات بیمار میشوم، این یعنی بیاد آورم که اغلب اوقات سالم هستم


I am thankful for the husband who snoser all night,
because that means he is healthy and alive at home asleep with me
خدا را شکر که تمام شب صدای خرخر شوهرم را می شنوم
این یعنی او زنده و سالم در کنار من خوابیده است


I am thankful for my teenage daughter who is complaining about doing dishes,
because that means she is at home not on the street
خدا را شکر که دختر نوجوانم همیشه از شستن ظرفها شاکی است
این یعنی او در خانه است و در خیابانها پرسه نمی زند


I am thankful for the taxes that I pay, because it means that I am employed
خدا را شکر که مالیات می پردازم، این یعنی شغل و درآمدی دارم و بیکار نیستم


I am thankful for the clothes that a fit a little too snag,
because it means I have enough to eat
خدا را شکر که لباسهایم کمی برایم تنگ شده اند، این یعنی غذای کافی برای خوردن دارم


I am thankful for weariness and aching muscles at the end of the day,
because it means I have been capable of working hard
خدا را شکر که در پایان روز از خستگی از پا می افتم، این یعنی توان سخت کار کردن را دارم


I am thankful for a floor that needs mopping and windows that need cleaning,
because it means I have a home
خدا را شکر که باید زمین را بشویم و پنجره ها را تمیز کنم، این یعنی من خانه ای دارم


I am thankful for the parking spot I find at the farend of the parking lot,
because it means I am capable of walking
and that I have been blessed with transportation
خدا را شکر که در جائی دور جای پارک پیدا کردم
این یعنی هم توان راه رفتن دارم
و هم اتومبیلی برای سوار شدن


I am thankful for the noise I have to bear from neighbors,
because it means that I can hear
خدا را شکر که سرو صدای همسایه ها را می شنوم، این یعنی من توانائی شنیدن دارم


I am thankful for the pile of laundry and ironing,
because it means I have clothes to wear
خدا را شکر که این همه شستنی و اتو کردنی دارم، این یعنی من لباس برای پوشیدن دارم


I am thankful for the becoming broke on shopping for new year,
because it means I have beloved ones to buy gifts for them
خدا را شکر که خرید هدایای سال نو جیبم را خالی می کند
این یعنی عزیزانی دارم که می توانم برایشان هدیه بخرم


Thanks God... Thanks God... Thanks God
خدا را شکر... خدا را شکر... خدا را شکر


 




طبقه بندی: روانشناسی،  عشق و عاشقی،  متن های دو زبانه، 
برچسب ها: خدا، شکر گذاری، متن دوزبانه، انگلیسی،
دنبالک ها: لینک به این مطلب، ارسال به
چهارشنبه 27 آبان 1388 توسط | نظرات ()
MOMENTS IN LIFE لحظه ها در زندگی



There are moments in life when you miss someone
So much that you just want to pick them from
Your dreams and hug them for real


گاهی در زندگی دلتان به قدری برای كسی تنگ می شود
كه می خواهید او را از رویاهایتان بیرون بیاورید
و آرزوهای خود در آغوش بگیرید


When the door of happiness closes, another opens
But often times we look so long at the
Closed door that we don't see the one which has been opened for us


وقتی در شادی بسته می شود، در دیگری باز می شود
ولی معمولاً آنقدر به در بسته شده خیره می مانیم
كه دری كه برایمان باز شده را نمی بینیم


Don't go for looks; they can deceive
Don't go for wealth; even that fades away
Go for someone who makes you smile
Because it takes only a smile to
Make a dark day seem bright
Find the one that makes your heart smile


به دنبال ظواهر نرو؛ شاید فریب بخوری
به دنبال ثروت نرو؛ این هم ماندنی نیست
به دنبال كسی باش كه به لبانت لبخند بنشاند
چون فقط یك لبخند می تواند
شب سیاه را نورانی كند
كسی را پیدا كن كه دلت را بخنداند


Dream what you want to dream
Go where you want to go
Be what you want to be
Because you have only one life
And one chance to do all the things
You want to do

هر چه میخواهی آرزو كن
هر جایی كه میخواهی برو
هر آنچه كه میخواهی باش
چون فقط یك بار زندگی می كنی
و فقط یك شانس داری
برای انجام آنچه میخواهی


May you have enough happiness to make you sweet
Enough trials to make you strong
Enough sorrow to keep you human and
Enough hope to make you happy


خوب است كه آنقدر شادی داشته باشی كه دوست داشتنی باشی
آنقدر ورزش كنی كه نیرومند باشی
آنقدر غم داشته باشی كه انسان باقی بمانی
و آنقدر امید داشته باشی كه شادمان باشی


The happiest of people don't necessarily
Have the best of everything
They just make the most of
Everything that comes along their way


شاد ترین مردم لزوماً
بهترین چیزها را ندارند
بلكه بهترین استفاده را می كنند
از هر چه سر راهشان قرار میگیرد


The brightest future will always be based on a forgotten past
You can't go forward in life until
You let go of your past failures and heartaches


همیشه بهترین آینده بر پایه گذشته ای فراموش شده بنا می شود
نمیتوانی در زندگی پیشرفت كنی
مگر غمها و اشتباهات گذشته را رها نكنی


When you were born, you were crying
And everyone around you was smiling
Live your life so at the end
You’re the one who is smiling and everyone
Around you is crying


وقتی كه به دنیا آمدی، تو گریه می كردی
و اطرافیانت لبخند به لب داشتند
آنگونه باش كه در پایان زندگی
تو تنها کسی باشی که لبخند بر لب داری
و اطرافیانت گریه می كنند


Please send this message to those people
(Who mean something to you (I JUST DID
To those who have touched your life in one way or another
To those who make you smile when you really need it
To those who make you see the
Brighter side of things when you are really down
To those whose friendship you appreciate
To those who are so meaningful in your life


لطفاً این پیام را به كسانی بفرست
كه برایت ارزشی دارند (همان طور كه من این كار را كردم)
به كسانی كه به طرق مختلف در زندگیت تأثیر داشته اند
به كسانی كه وقتی نیاز داشتی لبخند به لبانت نشاندند
به آنهایی كه وقتی واقعاً ناامید بودی
دریچه های نور را نشانت دادند
به كسانی كه به دوستی با آنها ارج می گذاری
و به آنهایی كه در زندگیت بسیار پرمعنا هستند


Don't count the years, count the memories

سالها را نشمار، خاطرات را بشمار





طبقه بندی: روانشناسی،  متن های دو زبانه، 
برچسب ها: شادی، لحظه ها، انگلیسی،
دنبالک ها: لینک به این مطلب، ارسال به
پنجشنبه 16 مهر 1388 توسط | نظرات ()
خداوند
 
این مطلب رو سارا خانم برام فرستاده بخاطر مطلبش ازش متشکرم

 

MOON


God brings men into deep waters,

Not to drown them but to cleanse them.

خداوند انسان را در آب های عمیق فرو می کند،

نه برای غرق کردنش، بلکه برای پاک کردنش

 






طبقه بندی: برداشت های آزاد،  متن های دو زبانه،  شعر، 
برچسب ها: انگلیسی، شعر انگلیسی،
ارسال به
یکشنبه 15 شهریور 1388 توسط | نظرات ()
Child short story

The Peacock and the Tortoise

ONCE upon a time a peacock and a tortoise became great friends. The peacock lived on a tree by the banks of the stream in which the tortoise had his home. Everyday, after he had a drink of water, the peacock will dance near the stream to the amusement of his tortoise friend.

One unfortunate day, a bird-catcher caught the peacock and was about to take him away to the market. The unhappy bird begged his captor to allow him to bid his friend, the tortoise good-bye.

طاووس و لاک پشت

روزی روزگاری،طاووس و لاک پشتی بودن که دوستای خوبی برای هم بودن.طاووس نزدیک درخت کنار رودی که لاک پشت زندگی می کرد، خونه داشت.. هر روز پس از اینکه طاووس نزدیک رودخانه آبی می خورد ، برای سرگرم کردن دوستش می رقصید.

یک روز بدشانس، یک شکارچی پرنده، طاووس را به دام انداخت و خواست که اونو به بازار ببره. پرنده غمگین، از شکارچی اش خواهش کرد که بهش اجازه بده  از لاک پشت خداحافظی کنه.





طبقه بندی: متن های دو زبانه، 
برچسب ها: انگلیسی،
ارسال به
شنبه 2 خرداد 1388 توسط | نظرات ()
A Letter From Human being To God

Hello my favorite God O’ lord:
 you are fully aware that since I left divine court as bare and crying child and came to earthy world with a heavy of responsibility and to be tied in chains of this world   I am burning in the flames of the paints for being away from you I am full of grief and my eyes is full of weeps. With a broken feather I have  woven the cloth of virtue and emotion and positioned myself on the roof of the world at the white summit of the love and knowledge.
After that unique illuminations and intuitions and those promises and swears!

سلام خدای خوب و خواستنی ام

می دانی از وقتی از آسمان و آغوش قرب تو عریان و گریان و با کوله بار سنگین مسئولیت به این برزخ فرود آمدم و زنجیری زندان زمین شدم از درد دوری و داد بی تو یی بی دود و عود می سوزم . فقط بغضم و بارون ،اشکم و آه با پری شکسته ، پیرهن پاک پرهیز را یافتم و بر تن کردم . و به لطفت “میانه عقل و دل” را برگرفتم و بر بالای بام دنیا بر” قله ی “سپید عشق و علم “محمل” گزیدم .  بعد از آن” اشراف و اشراق” بی نظیر و آن قول و قرار و قسم ها !





طبقه بندی: متن های دو زبانه،  برداشت های آزاد، 
برچسب ها: خدا، برزخ، انگلیسی،
ارسال به
پنجشنبه 31 اردیبهشت 1388 توسط | نظرات ()
God is with you

 

Any fool can count the seeds in an apple.  Only God can count all the apples in one seed.  ~Robert H. Schuller

هر انسان ساده ای می تونه دانه های یک سیب را بشماره.تنها خداوند میتوانه سیب های یک دانه را بشماره

Every evening I turn my worries over to God.  He's going to be up all night anyway.  ~Mary C. Crowley

هر شامگاه تمام نگرانیهام رو به خداوند می سپارم.به هر حال اون قراره تمام شب رو بیدار باشه

God loves each of us as if there were only one of us.  ~St. Augustine

خداوند هر یک از ما را قدری دوست دارد که گویی تنها یکی از ما وجود دارد

 God understands our prayers even when we can't find the words to say them.  ~Author Unknown

خداوند نیایشهای ما رو می فهمه، حتی اگر نتونیم واژه های مناسبی برای بیان پیدا کنیم

What we are is God's gift to us.  What we become is our gift to God.  ~Eleanor Powell

آنچه ما هستیم ،هدیه خدا به ماست.آنچه ما میشویم هدیه ما به خداست

Certain thoughts are prayers.  There are moments when, whatever be the attitude of the body, the soul is on its knees.  ~Victor Hugo

فکرهای خاص، دعا و ستایش هستند. لحظاتی هست که روح به زانو در میاد، مهم نیست که جسم در چه وضعیتی باشه

You can tell the size of your God by looking at the size of your worry list.  The longer your list, the smaller your God.  ~Author Unknown

میتوانی اندازه خدا را با اندازه نگرانیهایت تجسم کنی.هر چه نگرانی هایت بزرگتر باشد، خدا کوچکتر است

Maybe the atheist cannot find God for the same reason a thief cannot find a policeman.  ~Author Unknown

یک کافر نمی تونه خدا رو پیدا کنه همانطور که یک دزد نمیتونه یک پلیس رو پیدا کنه

God:  The most popular scapegoat for our sins.  ~Mark Twain

خدا: معروفترین قربانی گناهان ما

But I always think that the best way to know God is to love many things.  ~Vincent van Gogh

بهترین راه شناخت خدا اینه که عاشق خیلی چیزها باشیم

People see God every day, they just don't recognize him.  ~Pearl Bailey

مردم خدا رو هر روز می بینن ،اونها فقط اونو تشخیص نمیدن(نشانه های خدا در همه جا هست)

How tired God must be of guilt and loneliness, for that is all we ever bring to Him.  ~Mignon McLaughlin, The Neurotic's Notebook, 1960

خدا باید خیلی از گناهان و تنهایی ها خسته باشه ،چرا که این، تنها چیزیه که ما به او میدیم

 Let God's promises shine on your problems.  ~Corrie Ten Boom

اجازه بده وعده های خدا به مشکلاتت بتابه- در مشکلات به خداوند توکل کن

God is not a cosmic bellboy for whom we can press a button to get things done.  ~Harry Emerson Fosdick

خداوند یک پیشخدمت بزرگ نیست که ما با فشار دکمه ازش بخواهیم کارها رو انجام بده

The feeling remains that God is on the journey, too.  ~Teresa of Avila

این احساس وجود داره که خداوند نیز در سفر است- یعنی با سفر خدا رو میشناسیم





طبقه بندی: متن های دو زبانه،  برداشت های آزاد، 
برچسب ها: سخنان نغز، انگلیسی، خدا، اس ام اس،
ارسال به
یکشنبه 27 اردیبهشت 1388 توسط | نظرات ()


کلامی نو
سطر وصفحه ای دیگر
کتابی تازه گشوده میشود
تولدی رقم میخورد
و انسان چشم میگشاید به روی جهانی که در انتظار اوست

پست الکترونیک
تماس با سیاوش
RSS
ATOM
اخبار آزاد (3)
روانشناسی (33)
خاطرات (12)
برداشت های آزاد (86)
عشق و عاشقی (59)
متن های دو زبانه (28)
شعر (50)
کافی نت دنیز (6)
علیرضا معینیان
وبلاگ کافی نت دنیز
سایت رسمی تیم تراختور سازی تبریز
سیاوش-سبک مرده(اشعار و افکار سیاوش)
کلوب بهترین سایت دوستیابی در ایران
مرجع داونلود(داونلود ها)
مرجع داونلود(سافت گذر )
مرجع داونلود (میهن داونلود)
وطن داونلود
همه پیوندها
آبان 1396
شهریور 1393
مرداد 1393
اردیبهشت 1393
آبان 1392
شهریور 1392
تیر 1392
خرداد 1392
اردیبهشت 1392
اسفند 1391
دی 1391
مهر 1391
شهریور 1391
تیر 1391
خرداد 1391
اسفند 1390
آبان 1390
مهر 1390
n
سایه ها و یأس ها
ذکرآمدن چند مهمان از قرن ششم هجری
"من عاشق نمی شوم"
بانوی عشق
اختراع دوباره کوله‌ پشتی
صدایی از جهان پرراز ژاپن
هورا تازه‌کار! تو موفق می‌شی
بنجامین یا باکسر؟ مسئله این است…
عبور از جاده هولناک شکست
لیست آخرین مطالب
دستگاه هشدار دهنده خواب راننده(برای اولین بار در ایران)
گردنبند love
آموزش زبان انگلیسی
فروشگاه اینترنتی میهن استور
من نوشتم کسی نخواند
ادکلن مردانه bleu chane
آموزش مسائل زناشویی(آشنای محبوب)
شارژر خورشیدی موبایل
مودم سیار بسیار کوچک برای اتصال به اینترنت در همه جا
وب سایت متفاوت
همه پیوندهای روزانه
ارسال پیوند روزانه
مادر دوست داشتن سخن عشق سخنان نغز پدر متن دوزبانه موفقیت آتش بدون درد عشق کافی نت زنان انگلیسی نادر ابراهیمی شاعر زندگی لامکان خدا شعر شعر انگلیسی مردان
نظر شما در مورد کیفیت این وبلاگ





بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :